آمدی و کنارمان بودی. نشستی و راز دل شنیدی. شب را تا به صبح با ما گریستی. حرفهایمان را شنیدی و دردهایمان را دیدی.

سی روز مهمانت بودیم، سی روز بنده نوازی کردی، سی روز هرآنچه خواستیم دادی. بوی خوش تو هنوز به مشام میرسد. بوی سحرهایت، بوی نغمه هایت، بوی ربنا، بوی الهی العفو، بوی بک یا الله.

چه کنم، هرآنچه بافته بودم، پنبه شد، چه کنم هرآنچه دادی آتش زدم، چه کنم که جاهلم، چه کنم که مریضم.

اگر این لحظه آخر نمیبخشیدی، میمردم. اگر این دم آخر آرامم نمیکردی، میپوسیدم. اگر درآخرین افطار یارم نمیشدی، دلتنگ میماندم. شکرک یا ستار.

وقتی نوای دعایت را میشنوم: “اللهم اهل الکبریاء و العظمه و اهل الجود و الجبروت” آرام میشوم. وقتی صدا میزنم: “و اسئلک بحق هذا الیوم”، اشک میریزم و به نداشته هایم افسوس میخورم. وقتی صدای منادی که میگوید: “ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد” به گوشم میرسد، تنها در دل آمین میگویم، شاید با نوای خوبانت مستجاب شود.

خدایا، ۳۰ روز از بهترین روزهایت، ۳۰ شب از آرامترین شبهایت، ۳۰ سحر از زیباترین سحرهایت، همه از دستم رفت. شبم سحر شد و روزم شب. اما همه به خواب رفت. دلم یا به زر بود یا به زور. چشمم یا به در بود یا به دور. نفسم سوخت و حاصلم آتش گرفت. جای آنکه به تو نزدیک شوم، دور شدم. اگر کرمت نبود در چاه میماندم.

عید فطرت رسید، آرام جانم آمد. اما بی آنکه درکش کرده باشم. همه را سفارش کردم به قدر، همه را دلداری دادم به کرمت، همه را اصرار کردم به دعا و انابه، اما خودم محتاجم، محتاج یک لحظه بیشتر ماندن، یک لحظه بیشتر گریستن، یک نظر کریمانه ات.

خلق را دعا کردم، میدانم، دعای مثل من مستجاب نیست. اما دعایم در کنار دعای صالحانت بود. دعایم با صدای گریه بندگانت بود. اگر نپذیری، اگر مستجاب نکنی، بر کرمت خدشه است. کلام علی علیه السلام را نفی کرده ای. شاید به گمان خودت مرا از در خانه ات برانی، اما مولایم یادم داد: “و لا اجدُ مفّراً مِمّا کان منّی و لا مفزعا”. تو نبخشی، که ببخشد؟ تو راهم ندهی، که قبولم کند؟ تو کاسه ام را پر نکنی، به در خانه کدام کریم روم؟

خدایا، مهمانانت رفتند. اما دور نیستند، منتظر مهمانی تو اند. همه پشت در مینشینند تا از دعوت تو بی خبر نمانند. هم در کوچه قربت قدم میزنند تا هنگام گشودن در خواب نمانند. ما همه هستیم. تو کرمت را بر ما نیز بگستران و ما را همراه میهمانان واقعی ات بپذیر. یا ارحم الراحمین.

حضرت علی عیله السلام در خطبه عید فطر میفرمایند:

  • کمترین چیزی که به مرد و زن روزه دار ماه رمضان داده میشود آن است که فرشته ای در روز آخر ماه رمضان ندا سر میدهد: “ای مردم، بر شما باد که از گناهان پاک شدید. پس به فکر آینده باشید و برنامه بریزید که آنرا چگونه بگذرانید”
  • در عید فطر، نیکوکاران شادمان و گنه کاران نا امیدند. پس خانه هایتان را برای نماز عید ترک کنید و به جایگاه نماز راهی شوید، همانگونه که در رستاخیز به سمت جایگاه تان راهی میشوید. به نماز عید بایستید، همانگونه که روز حساب، برای محاسبه در مقابل رب می ایستید. به خانه هایتان باز گردید، همانطور که بعد از حساب یوم الدین، به بهشت که جایگاهتان است رهسپار میشوید.

عید سعید فطر بر تمام روزه داران و روزه دوستان مبارک باد

ما رو هم از دعای خیر فراموش نکنید

 


Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو