عرض حالی از سید ابن طاووس در جواب فرشته ای که هر شب بندگان را به مناجات با پروردگار فرا می خواند. . .


بار الها ! من به ربوبیت تو و به رسالت حضرت محمد آخرین فرستاده ی تو و به این منادی که از جوار تو ما را ندا می دهد ایمان آوردم


و به این منادی که گرچه صدایش را به گوش نشنیدم عقلم به واسطه ی اخباری که متضمن دعوت توست ندای او را دریافته است


میگویم مرحبا بر تو ! ای فرشته ای که از جانب مالک حکیم و کریم و جواد و محسن ما به سوی ما آمده ای


ما با گوش عقل سخن تو را شنیدیم که از جانب خداوند ندا دادی : آیا سائلی هست که از ما چیزی بخواهد تا به او عطا کنیم؟


و من آن سائل هستم … که به هر چه که اقبال او بر من ، آن را اقتضا کند نیازمند و و دوام توفیق برای اقبال به او را خواستار و تمام


احسان او را به من ، و کمال ادبم را در محضر او طلب می کنم و از او می خواهم که مرا و آنچه را که از راه احسان به من عطا نموده


حفظ نماید ….


ای فرشته ! این سخنت را که از جانب مولای ما که بر برآوردن همه ی آمال و آرزوهای ما تواناست ندا دادی که :


« آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیرم ؟»

 

شنیدیم و


من آن کسی هستم که هم از روی اختیار و هم از راه اضطرار قصد توبه و بازگشت دارم…



چرا که من عاجز و در مقابل غضب و عقاب او ضعیف و مضطر به رضاء و ثواب او هستم


اگر نفسم هم این توبه را تصدیق کند که چه بهتر !


و الا که زبان حال عقلم بهر راهی از راههای توفیق ، هوای بازگشت به سوی تو را دارد


ای فرشته ! این سخنت را شنیدیم که از قول سید و سلطان ما و آنکه اهل رحمت و قبول ماست گفتی :


«آیا کسی هست که طلب آمرزش و مغفرت کند تا گناهانش را بر او ببخشایم؟»


منم آن بنده ی مملوک که از هر آنچه که تو آن را نپسندی طلب مغفرت می کنم ….


و از گناهان خود به عفو و بخشش تو پناه می آورم ، اگر قلب و زبانم هم این استغفار را تصدیق کرد چه بهتر ! والا که زبان حال عقلم و



اضطراری که در آن هستم و بی چیزی و تنگدستی و شکستگی ام از پیشگاه جلال و عفو و رحمت تو طلب آمرزش می کنند


و من ذلیل و حقیر در پیشگاه عزت و رافت تو ایستاده ام


ای فرشته ! آن چه را که از سوال و توبه و استغفار و نیاز و ذلت و انکسار بر تو عرضه داشتم ، به صورت امانتی تسلیم تو میکنم …


و امیدوارم که تو آنها را از باب حلم و رحمت و کرم و بخشش بر آنکه بر ما نعمت بخشید و تو را به سوی ما فرستاد


و ابواب توسل را به روی ما گشود ، عرضه بداری…


_________________________________________


بعد می گوید:اگر آنچه را که بیان نمودم از حفظ نکردی و برایت ممکن نشد که هرشب آن را بخوانی ، آن را بنویس و با خود داشته باش


و چون ثلث آخر شب فرا رسد آن را پیش روی خود بگذار و بگو :


«ای فرشته ای که از جانب مهربان ترین مهربانان و بزرگوارترین و


بخشنده ترین بزرگواران و بخشندگان ندا می دهی ،


این قصه ی من است


که تسلیم تو نمودم


و مرا زبان و دلی که حکایت حال خود گویم نیست… »


_________________________


آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند


دردم نهفته به ، ز طبیبان مدعی باشد که از خزانه ی غیبش ، دوا کنند


معشوق من ، چون نقاب ز رخ در نمیکشد هرکس حکایتی به تصور چرا کند؟


چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدی ست آن به ، که کار خود به عنایت رها کنند


بی معرفت مباش که در من یزید عشق اهل نظر معامله با آشنا کنند


حالی درون پرده بسی فتنه می رود تا آن زمان که پرده براقتد چها کنند


گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار صاحبدلان حکایت دل ، خوش ادا کنند…


می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند


پیراهنی که آید ازو بوی یوسفم ترسم که برادران غیورش ، قبا کنند


بگذر به کوی میکده تا زمره ی حضور اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند


پنهان ز حاسدان به خودم خوان ، که منعمان خیر نهان برای رضای خدا کنند


حافظ ، دوام وصل خیر میسر نمی شود شاهان ، کم التفات به حال گدایان کنند

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو