برای حرکت در راه سلوک به گفته شیخ طوسی و در کتاب اوصاف الاشراف، شش مرحله وجود دارد. که در هر مرحله هم شش مرحله بیان کرده است. اولین قدم برای حرکت برای بازگشت به خدا توبه است. تا کسی نداند که باید به چه راهی برود، تا بیدار نشود و واجب و مستحب انجام ندهد، حرام و مکروه را ترک نکند، اصلا سالک نیست. با بیداری و انجام حلال و ترک حرام، انسان تازه در راه قرار میگیرد و باید برای طی این مسیر برنامه بریزد و توشه تهیه کند. توبه اولین قدم است برای وارد شدن به مسیر و پاک کردن خود از اعمال گذشته و صاف کردن صفحه دل برای کسب معارف.

بعد از توبه، فرد سالک باید زهد را پیشه کند. زهد یعنی چه؟ زهد یعنی بی رغبتی. بی رغبتی به دنیا. نه آنکه از دنیا استفاده نکند، شیرینی را نچشد، لباس مناسب نپوشد و … یعنی داشتن و نداشتن تاثیری بر او ندارد. اگر داشت به اندازه نیاز بهره میگیرد و شکر میکند و اگر نداشت باز هم شکر میکند بابت داشته ها. و این همان دل نبستن به دنیاست. خدا در آیه ۲۳ سوره حدید (لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ) زهد را اینچنین تعریف میکند: به آنچه از دست داده اید تاسف مخورید و به آنچه بدست آورده اید شادمان نشوید و خداوند فخر فروشان را دوست نمیدارد.

باید دل کند، باید میخهایی را که باعث نگه داشتن است را از خود جدا کرد. باید برای حرکت بدن را سبک کرد تا حرکت سریعتر باشد. انسان به هرچه دل ببندد، دنیای او همان خواهد بود. میتوان باغ و قصر و مال و املاک داشت، اما دلبسته نبود. هرگاه خدا اراده کرد و گرفت ذره ای هم ناراحت نشد. اگر غفلت نکنیم و همیشه ایمان به غیب را در زندگی با خود داشته باشیم، اگر در کوچکترین حوادث نقشی برای خدا قرار دهیم، از خراش ساده دست گرفته تا مرگ عزیزترین آدمها، آنوقت دل نرم میشود تا خود را فریفته ی چیزی نکند که خود متعلق به چیز دیگری ست. خدایی که لحظه ای زمین را از معصوم خالی نمیگذارد، غذای کودک را از قبل از تولد در سینه های مادر آماده میکند، شب و روز را برای آرامش و معاش قرار میدهد، دائم به ما نوایی میدهد که آماده شوید، دیدار ما نزدیک است.

بعد از زهد، فقر است. که بیشتر در همان وادی زهد است. فقر یعنی نخواستن. نه آنکه ندارد، بلکه میتواند داشته باشد و نمیخواهد. فقیر تلاش میکند تا جائیکه میتواند مال به دست آورد، اما چون اسیر مال نیست (وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا [آیه ۲۰ سوره فجر] نه آنکه همانند آیات ۲ و ۳ سوره همزه باشد  الَّذِی جَمَعَ مَالا وَعَدَّدَهُ (٢)یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (٣)) خود بهره کمی از آن میبرد و بقیه را برای راحتی و معاش دیگران صرف میکند.

بعد از زهد و فقر، نوبت به ریاضت میرسد. ریاضت یعنی تمرین. حضرت علی علیه السلام میفرمایند: من نفس خودم را با تقوا ریاضت میدهم (انّما هی نَفسی اروضها بتّقوا). و میفرمایند: چنان نفس خودم را ریاضت میدهم که اگر به قرص نانی دست پیدا کردم به آن میل داشته باشم و نمک را خورشت خود قرار دهم و چنان از چشمها اشک بریزم که همانند چشمه خشکیده از آن آبی نیاید. ریاضت سالک آن است که نفس سرکش را طوری رام کند که به سمت حیوانیت و درّندگی و شیطنت نرود. با این تربیت نفس اماره میتواند از بیراهه رفتن دور باشد.

نفس ما میخواهد دائم به چپ و راست برود. این ما هستیم که باید لجام آن را بکشیم و از سرکشی و بیراهه رفتن حفظ کنیم. اگر بدانیم هر چقدر به نفس بیشتر خدمت کنیم، بیشتر وحشی میشود، اگر بدانیم که اول از ما مکروه میخواهد تا وقتی قبح بریزد. تا آنکه طناب بندگی سست شود تا از ما حرام طلب کند، دیگر میداند که باید صبوری کند. که هرگاه نفس طلبی کرد، جوابی ندهیم تا رام شود.

شکمی که زیادی میخورد، بدن مجبور است برای هضم آن بیشتر تلاش کند. این تلاش یعنی سستی بدن. و سستی بدن یعنی بی رغبتی برای انجام وظایف برای خدا. اگر به گفته مولا علی علیه السلام به چشم بی خوابی ندهیم، چشمها نمیتواند در شب بیداری را تحمل کند.

 

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو