در مراحل سلوک بیداری، توبه، فقر و تا حدودی ریاضت بیان شد.

مرحوم خواجه ریاضت را اینگونه تعریف میکند: ریاضت رام کردن ستور باشد به منع او از آنچه قصد کند از حرکات غیر مطلوب. و ملکه گردانیدن او را اطاعت صاحب خویش در آنچه او را بر آن دارد و از مطالب خویش. و در این موضوع هم مراد از ریاضت، منع نفس حیوانی است از انقیاد و مطابعت قوه شهوی و غضبی و آنچه بدان دو متعلق است. و منع نفس ناطقه از متابعت قوای حیوانی و از رذایل اخلاق و اعمال مانند حرص بر جمع مال و اقتناع جاه و توابع آن از حیلت و مکر و خطیعت و غیبت و تعصب و غضب و حسد و فسق و فجور و آنها که در شرور و غیر آن حاصد شود. و ملکه گردانیدن نفس انسانی را به طاعت و عمل بر وجهی که رساننده او باشد به کمالی که او را ممکن باشد. نفسی را که مطابعت قوه شهوی کند، بهیمی گویند. و آن را که مطابعت قوه غضبی کند، صَبُعی گویند و آن را که رذایل اخلاق ملکه کنند شیطانی و در تنزیه این جمله نفس اماره آمده است یعنی اماره بالسوء، اگر این رذایل در آن ثابت باشد.

روانتر شده ی متن خواجه به این صورت میشود: معنی لغت ریاضت یعنی رام کردن حیوان به این منظور که او را از انجام دادن اعمال نامناسب و غلط دور کند. و به او یاد بدهند که به خاطر داشته باشد که باید همیشه از صاحب خود تبعیت کند. در مورد انسان هم همین است. منظور از ریاضت یعنی انسان نفس حیوانی خود را از تبعیت کردن نیروهای شهوانی و غضب منع کند و هرآنچه را به این دو ختم میشود از نفس خود دور نگه دارد. نفس خود را از زشتی های اخلاق، حرص زدن بر جمع کردن مال، جاه طلبی، فسق و فجور و … حفظ کند. آنچنان نفس خود را تربیت کند که اعمال او باعث رسیدن به کمال او به آن اندازه که در توانش است منجر شود. نفسی که از شهوت پیروی میکند بهیمی، نفسی که از غضب پیروی کند صَبُعی و آن را که از رذایل اخلاقی تبعیت میکند شیطانی مینامند. نفس اماره یعنی این رذایل در آن فرد ثابت شود.

در حقیقت ریاضت یعنی تمرین و ممارست. تمرین دو شکل است. یکی تمرین عادی که در آن کار سخت را برای ما آسان میکند که در حقیقت انسان به آن عادت میکند. نوعی دیگر تمرینات معنوی ست. که از دو جهت سخت است. اول اینکه کار سخت را آسان میکند و در کنار آن انسان را درون بین میکند. ریاضت معنوی کاری میکند که انسان باطن ببیند. مثلا ناتوان اگر بخواهد که یک بار سنگین را بلند کند، برای او بسیار سخت است. اگر تمرین کرد و آرام آرام خود را عادت داد، بر اثر این تمرین کار برای او آسان میشود. دقت به این نکته داشته باشیم که در این حالت بار همان سنگینی قبل را دارد مثلا اگر ۵۰ کیلو بود، باز همان ۵۰ کیلو ست اما با تمرین توانست آنرا بلند کند. اما در مسایل معنوی، اگر کسی کار واجب را مکرر انجام داد برایش عادی میشود و برایش سخت نیست، و یا در ترک حرام مکرر حرام را ترک کرد، برایش عادی میشود که دیگر آن حرام را انجام ندهد. اما عامل دیگری برای آسان شدن هم لازم است و آن عالم شدن است. یعنی انسان درون عمل را ببیند. مثلا ببند که کار واجب خوشبو ست و معطر است و درون کار حرام متعفن است. عارف چون درون اعمال را میبیند به آسانی واجبی را انجام میدهد و حرام را ترک میکند.

مثلا در انفاق عده ای آنرا غرامت و عده ای آن را غنیمت میدانند. خدا در آیه ٢۶٨ سوره بقره میفرمایند: یَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ. البته شیطان هم تلاش میکند تا انفاق را غرامت و ضرر نشان دهد الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (بقره – ٢۶٨)

اما آنان که میدانند باطن انفاق چیست و چون تمرین هم کرده اند، راحت انفاق میکنند.

در مسائل عبادی، برای غیر سالک انجام تکلیف بسیار سخت است. وقت نماز که میشود برایش سخت است تا آماده آن شود. وقتی نمازش تمام میشو احساس سبکی میشکند و فکر میکند خلاص شده است، اما با کراهت اما اگر باطن آن دیده شود، لحظه شماری میکند تا وقت نماز بعدی برسد. و البته برای آماده شدن از قبل خود را آماده کرده است. در روز فکر خود و اعمال خود را کنترل میکند (که خود آن هم تمرین میخواهد) و برای وضو گرفتن دعا و ذکر میخواند، با اذان و اقامه دل خود را نسبت به نماز بیدار تر میکند و مشغول نماز میشود. این فرد هم بعد از نماز احساس سبکی میکند، اما سبکی روح. احساس نوعی جدا شدن از زمین و نزدیکتر شدن به آنجا که به آن تعلق دارد. اگر اینچنین تمرین کردیم، وقتی بسم الله را میگوییم حب خدا را در دل حس میکنیم، وقتی سجده میکند، معبود را میبینم.

اما صادق علیه السلام میفرمایند: شرافت انسان نماز او به شب است و عزت او این است که دیگران را اذیت نکند. متاسفانه بعضی با نگاه بعضی با زبان و … دیگران را آزار میدهند.

اگر بتوانیم این توانایی را در خود ایجاد کنیم که مثلا هر چیزی که در خانه دیگری، در دست دیگری یا در هر ویترینی دیدیم، آنرا طلب نکنیم، به آرامی نفس انسان مهار میشود. ابتدا با چیرهای آسانتر شروع میکنیم، درآینده اختیار بدست میگیرم که نفس ما را به اطراف نکشد. در حقیقت دهنه نفس را خود به دست میگیریم.

بزرگان گفته اند: لباسی بپوش که آن لباس به تو خدمت کند نه تو به او خدمت کنی.

سلوک یک مسیر عمودی است، نه افقی. سلوک این نیست که مثلا از یک مبداء حرکت کنیم و به یک مقصد برسیم. سلوک یک حرکت ممتد و مستمر است از پایین به بالا و در راه رسیدن به خدا. یَا أَیُّهَا الإنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلاقِیهِ (اشتقاق – ۶) – اى انسان! تو با تلاش به سوى پروردگارت پیش مى‏روى و سرانجام او را ملاقات خواهى کرد. برای حرکت در این مسیر انسان نیاز به مرکب دارد که امام عسگری علیه السلام میفرمایند: اِنّ الوُصُولَ اِلَی الحَقّ سَفَرٌ، لا یُدرَک الا باِمتِطاءِ اللَّیل. همانا رسیدن به حق تعالی سفری است که نمیتوان به آن دست یافت مگر آنکه مرکب خود را شب انتخاب کنید.

ریاضت نفس سه چیز:

  • رفع موانع از حصول به حق از ظواهر شاهده و باطنه: همین لباس، همین من و تو کردن ها که من اینچنین و تو آنچنین و … همه مانعند.

  • مطیع گردانیدن نفس حیوانی مر عقل عملی را که باعث باشد بر طلب کمال. به این معنی که انسان نفس حیوانی خود را آنچنان مطیع خود کند که سبب برانگیخته شدن او برای حرکت به سمت کمال شود. درباره عقل عملی هم که معصوم فرمود: عقل عملی همان است که با آن انسان بندگی خدا میکند و به کمک آن بهشت را کسب میکند.

  • ملکه گردانیدن نفس انسانی را به ثبات بر آنچه موئد او باشد، قبول فیض حق تعالی را تا به کمالی که او را ممکن باشد برسد. اگر بتوان نفس حیوانی را کنترل کنیم، نفس انسانی در دسترس میشود. پس انسان باید هر آنچیزی که سبب به کمال رسید او میشود را از انجام واجبات و ترک محرمات آنچنان ملکه خود کند تا همیشه بر آنها آگاه باشد. نه آنکه یک روز از غیبت دوری کند و روزی دیگر فراموش کند. ملکه شدن مثل کسی است که برای یاد گرفتن دوچرخه سواری بارها زمین میخورد، اما به جایی میرسد که حتی بدون دست دوچرخه را هدایت میکند.

برای بهره گیری از باران رحمت خدا، باید کاسه دل خود را به سمت بالا بگیریم. کاسه ای که به پشت قرار میگیرد، هر چقدر هم که باران تند باشد، نتنها آبی در خود جمع نمیکند بلکه زمینی را هم که زیر خود قرار دارد، خشک نگه میدارد. تلاش برای ملکه شدن بعضی امور یعنی همین به بالا گرفتن کاسه دل. باران رحمت خدا قطع شدنی نیست. این ما هستیم که باید تلاش برای کسب آن کنیم.

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو