آنگاه رو به سوی انصار کرده و چنین فرمود:

ای انجمن نقباء و بازرسان!

ای بازوان ملت!

ای حافظان اسلام!

این ضعف و غفلت در مورد حق من از چیست؟ و این سهل انگاری از دادخواهی من چرا؟ آیا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نمی فرمود: باید حرمت هر کس در مورد فرزندان او حفظ شود. چه به سرعت مرتکب این اعمال شدید و چه با عجله این بز لاغر شده، آب از دهان و دماغ او فرو ریخت (مثلی است). در صورتیکه شما را طاقت و توان بر آنچه در راه آن می کوشیم هست و نیرو برای حمایت من در این مطالبه و قصدم هست.

آیا می گوئید که محمد صلی الله علیه و آله مُرد؟ درست است که: این مصیبتی است بزرگ ، مصیبتی است در نهایت وسعت ، شکاف آن سر باز و بسی فراخ است و درز دوخته شده شکافته شد. زمین سراسر بر اثر غیاب او تاریک گردید و ستارگان بی فروغ گردیدند، آرزوها به ناامیدی گرائید، کوهها از جا فروریخت، حرمت حریم پامال شد و احترامی برای کسی پس از وفات او باقی نماند. پس این مصیبت به خدا بزرگترین پیش آمد بود و مصیبت بزرگ بود که بلیه و پیش آمدی مانند آن نیست و بلای جانگدازی در این دنیا به پایه ی آن نمی رسد.

کتاب خدا آن را آشکار کرده همان قرآن که در خانه هایتان، در مجالس شبانه و روزانه تان، آرام و یا بلند و با صوت، با تلاوت و خوانندگی آنرا می خوانید. این بلائی است که پیش از این هم به انبیاء و رسل وارد شده بود. حکم حتمی است و قضائی است قطعی. آری این آیه برای شما پیشاپیش موضوع موت پیامبر را خبر داده است: محمد صلی الله علیه و آله نیست مگر پیامبر که پیش از وی پیامبران دیگری درگذشتند پس اگر او بمیرد و یا کشته گردد به عقب برمی گردید و آن کس که به عقب برگردد به خدا زیانی نمی رساند و خدا شکر کنندگان را پاداش خواهد داد. (وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ – آل عمران ۱۴۴)

ای پسران قیله (قیله مادربزرگ اوس و خزرج بود)!

آیا من نسبت به میراث پدرم مورد ظلم واقع شوم؟ در حالیکه مرا می بینید و سخن مرا می شنوید و دارای انجمن و اجتماعید. صدای دعوت مرا همگان می شنوید. از هر جهت آگاهی از حال من دارید و دارای نفرات و ذخیره اید، دارای ابزار و قوه اید، نزد شما اسلحه و زره و سپر هست. صدای دعوت من به شما می رسد ولی جواب نمی دهید؟ و ناله و فریادخواهی من به گوشتان می رسد ولی دستگیری نمی کنید و یاری نمی نمائید؟ در حالیکه شما به شجاعت و جنگاوری معروفید و به خیر و صلاح معروفید. شما برگزیدگانی بودید که انتخاب می شدید و انتخاب شوندگانی که برگزیده شدید، با عرب پیکار کردید و تحمل رنج و زحمت نمودید، با امتها به رزم بر خاستید، با پهلوانان به نبرد برخاستید، همواره فرمانده بودید و شما همیشه فرمانبر بودید یعنی ما امر می کردیم و شما تسلیم امر ما بودید، تا آسیای اسلام به گردش افتاد. پستان روزگار به شیر آمد و نعره های شرک آمیز خاموش شد و دیگ طمع و تهمت از جوش افتاد و آتش کفر خاموش شد و دعوت ندای هرج و مرج آرام گرفت و نظام دین کاملا ردیف شد. پس چرا بعد از اقرارتان، ایمان را حیران شدید؟ و چه سان پس از آن مرحله آشکار همکاری خود را نهفته کردید؟و بعد از آن پیش قدمی،عقب نشستید؟ و بعد از ایمان شرک آوردید؟ در حالیکه قرآن می فرماید:

آیا نمی جنگید با گروهی که عهد شکستند و خواستند رسول خدا را اخراج کنند با آنکه آنان جنگ را آغاز نمودند، آیا از آنان هراس دارید در حالیکه خدا سزاوارتر است که از او بهراسید اگر که مومنید. (أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَّکَثُواْ أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّواْ بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ إِن کُنتُم مُّؤُمِنِینَ – توبه ۱۳)

به هوش باشید که من می بینم به تنبلی و تن آسائی همیشگی دل نهاده اید و آنکس را که سزاوارتر به قبض و بسط امور بود از زمامداری دور کرده اید. با راحت باش خلوت کرده اید و از تنگنای زندگی سخت به فراخنای آن رسیده اید. در اثر آن آنچه را که حفظ کرده بودید از دهان بیرون افکندید و آنچه را که فرو برده بودید استفراغ کردید[اشاره به اینکه ایمان خود را از خود دور کردید]، پس بدانید اگر شما و هر که در زمین است کافر شوید خدای تعالی بی نیاز از همگان و ستوده است. بدانید آنچه من گفتم با معرفت کامل بود به سستی که در خوی شما پدید آمده و آشنائی که قلب شما با بی وفائی و خیانت حاصل نموده است و لیکن اینها جوشش دل اندوهگین است و بیرون ریختن خشم و غضب و آنچه که روانم نمی تواند تحمل کند و جوشش و برون ریزی از سینه ام و پیش افکندن حجت و دلیل و برهان بود. پس خلافت را بگیرید ولی بدانید که پشت این شتر خلافت زخم است و پای آن تاول کرده و سوراخ است. عار آن باقی است و نشان از غضب خدا دارد و ننگ ابدی و هر که آن را بگیرد فردا به آتش فروزان خدا که بر قلبها احاطه می یابد خواهد رسید.

[صحیح بخاری ج ۴/۲۱۰: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم « فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی». فاطمه پاره تن من است پس هرکس او را خشمگین سازد، مرا به خشم آورده است.

صحیح مسلم ج ۷/۱۴۱: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم « إنما فاطمه بضعه منی یؤذنی ما آذاها». پیامبر خدا فرمود: تنها فاطمه پاره ی تن من است هرکس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است.

روی الحاکم النیسابوری عن علی ـ علیه السلام ـ: قال: « قال رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم: لفاطمه إنّ الله یغضب لغضبک، و یرضی لرضاک »[ مستدرک ج ۳/۱۵۴] حاکم نیشابوری از علی (ع) روایت می کند که پیامبر خدا (ص) خطاب به فاطمه فرمود: همانا خداوند بخاطر غضب تو خشمگین می شود و بخاطر رضایت تو خشنود.]

آنچه می کنید در برابر خشم خداست به همین زودی آنانکه ستم کردند خواهند دانست که به کدام بازگشتگاهی باز خواهند گشت و من دختر آنکس هستم که شما را از در پیش بودن عذاب دردناک خبر داد، پس شما هر چه خواهید بکنید و ما هم کار خود را می کنیم و شما منتظر بمانید که ما هم منتظر خواهیم ماند.

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو