بحث رو با کتاب اوصاف الاشراف خواجه نصیر الدین طوسی شروع کردیم. این صحبتهایی رو هم که در اینجا کردیم مثل کوهنوردی هست که از کوه بالا میره. مرتبه اول شخصی جلو حرکت میکنه، از صخره ها بالا میره، میخها رو میکوبه و گاهی پاش میلغزه. وقتی بالا رفت و برگشت، نقشه ای رو میتونه بده، نوع وسیله برای حرکت، کیفیت طناب و … را مشخص کنه و بگه از این مسیر میشه به بالای کوه رسید. این میشود یک راه مطمئن که البته مسلما است راههای دیگری هم خواهد بود و تنها به این یکی ختم نمیشود. به همین دلیل است که کتابهای سلوک نوعی سفرنامه ست. وحی نیست و کتاب آشپزی نیست که بگوییم این و تنها این.

فراموش نکنیم که اساسی ترین کار برای حرکت به سمت خدا و سیر به سمت نور مانع زدایی ست. آنچه که از حرکت ما جلوگیری میکنه را باید کنار زد. صفحه ی دل تا صاف نشود و سفید نگردد، حرکت معنای خاصی ندارد.

یکی از موانع موجود بر سر راه حب به دنیا ست. به همین دلیل اولین موضوعی که در راه سیر بعد از توبه مطرح میشود، زهد است. برای رسیدن به خدا چاره ای جز این نیست که ترک مطاعی را کنیم که سبب غرور میشه. (وَخَدَعَتْنِیالدُّنْیا بِغُرُورِها). این ترک دنیا را زهد میگویند.

مولا امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند:زهد در دنیا سه حرف است. ز – ه – د. پس ز ترک زینت است و ه ترک هوی نفس و د ترک دنیا است.

زهد در لغت به معنی بی میلی و بی رغبتی ست. زهد در دنیا تنها یک جا (وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَهٍ وَکَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ ۲۰یوسف) آمده است که در آنجا هم تنها به معنی بی رغبتی است. اما در اصطلاح و در کتب اخلاق زهد یکی از منازل اهل سلوک است. ملکه ایست که اگر برای انسان حاصل شود حب دنیا را از دست میدهد. پس زهد مخالف حب دنیاست.

امیرالمومنین در خطبه ای طولانی فرمودند:

ای مردم، انسانها سه دسته اند: عده ای زاهد اند، عده ای صابرند و عده ای راغب. اما زاهد، همه غمها و شادی های دنیا را از دل خود بیرون کرده است. نه چیزی که ازدنیا به او برسد شادش میکند و نه چیزی که از دستش برود محزونش میسازد (منظور بی حسی عدم چشیدن لذت نیست. مسلما خوب درک میکند و بهتر هم لذت نعمت خدا رو میفهمند و اتفاقا وقتی از دست میدهند باز در لذتند) اما صابر، دل او دنیا را میخواهد و طبع او رغبت دارد، اما هرگاه برای او میسر شد خود را از آن نگاه میدارد، چون عاقبت آنرا میداند. اما راغب از هر جایی که دنیا به او روی آورد از آن استفاده میکند، خواه حلال باشد و خواه حرام.

زهد درحقیقت بی میلی ست و یک امر درونی. یعنی از متاع دنیا استفاده کند اما به آن دلبستهو راغب نباشد. در ذهن مردم زاهد شده فردی نامرتب، با لباسی کهنه و … در حالیکهزاهدترین انسانها امامان معصوم ما هستند که در مرتب و تمیز بودن و … لباسها وخورد و خوراک آنها روایات زیادی موجود است.

امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند: زهد دو کلمه در قرآن معنی اش میکند لِّکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَىٰ مَا فَاتَکُمْ وَ لَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ (حدید ۲۳) (براى آنچه از دست داده‏اید تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید)

به طرف زنگ میزنن که شما حکم ریاست بخش فلان رو دادن و از فردا باید به اون بخش برید. از شادی تمام فامیل رو دعوت میکنه و شام میده و فردا که میگن ببخشید یه تشابه اسمی بود، غم عالم اونچنان به زمینش میزنه که باید یه هفته توی بیمارستان بستری باشه!

امام صادق فرمودند زهد در دنیا ضایع کردن مال یا حرام کردن آنچه خدا حلال کرده بر خود نیست، بلکه این است که اطمینانت به آنچه خود داری بیش از آنچه که در نزد خداست نباشد.

وقتی خدا نعمتی داده، استفاده کنید. کسی نگفته از خود دور کنید و از آن بزنید. (البته بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید)

متاسفانه ما آدمیان اسیر هستیم.

اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَهٌ وَ تَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَتَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطَامًا وَ فِی الْآخِرَهِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَهٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانٌ وَ مَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُور

بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، همانند بارانی که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو می‏برد، سپس خشک می‏شود بگونه‏ای که آن را زرد رنگ می‏بینى؛ سپس تبدیل به کاه می‏شود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضای الهی؛ و (به هر حال) زندگی دنیا چیزی جز متاع فریب نیست! (حدید ۲۰)

بچه که هستیم، لعب. اهل بازی هستیم. دنبال پفک و آدامس و… بزرگتر که میشیم لهو میشه. بازی میکنیم اما نوع بازی تغییر میکنه. هوای نفس رو بیشتر میچشیم. بزرگتر که میشیم دنبال زینت میافتیم. لهو ازمون گذشته (گرچه تمام نشده) اما چون در دسترس است، بیشتر دنبال زینت کردن هستیم. ماشین فلان و گوشی فلان و … (به حالت مذمت دنبال اینها بودن) بالاتر که میریم دنبال فخر فروشی هستیم که به ریاست و قدرت و … برسیم. از ۵۰ سال که گذشت که دیگه نه حال بازی و لهو و فخر فروشی داریم، و نه سن و سال به مقام و ریاست میخوره، شروع به شمردن میکنیم. که اینقدر مال دارم و اونقدر بچه و نوه و…

پیامبر فرمودند: زهد در دنیا بر خود حرام کردن آنچه خدا حلال کرده و یا ضایع کردن مال نیست. بلکه راضی بودن به قضای الهی و صبر کردن بر مصیبتها و نا امید بودن از مردم است.

و یا فرمودند: زهد آن نیست که لباسش زبر و پشمین باشد و یا غذایش بی مزه باشد. بلکه زهد کوتاهی آرزوست.

به قول اون دوست که میگفت جایی رفته بودیم مهمونی، جلومون نون و ماست گذاشتن. گفتیم چرا نون و ماست؟ گفتن این مرد خیلی زاهده. ما هم گفتیم: خودش زاهده مهمون‏هاش که زاهد نیستن

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو