چقدر تا الان سعی کردیم به یقین برسیم؟ تا حالا به این موضوع فکر کردید؟ اصلا شده فکر کنیم ببینیم ما به چه چیزهایی یقین داریم؟ واقعا؟ لیست کنیم اون چیزهایی رو که بهشون یقین داریم. بعد وقتی مورد آزمایش خدا قرار میگیریم،از اون لیست نگاه کنیم ببینیم به کدوم هاش در عمل یقین داشتیم.

برای مثال همه ما یقین داریم به وجود خدا، به رحمت خدا، به وحدانیت خدا. اما در عمل چطور؟ یه آزمایش سخت جلوی روی ما گذاشته میشه. از خدا چیزی رو میخوایم. کاری رو میخوایم انجام بدیم و … اتفاقا تمام سعی‏مون هم بر این هست که رضایت خدا رو جلب کنیم. اتفاقات طوری جلو میره که دائم احساس میکنیم اون درخواست ما برآورده نمیشه.

 

در عمل [اصولا] اول به وحدانیت خدا شک میکنیم. سعی میکنیم کار رو اصلاح کنیم. به دیگران “بدون اینکه مسبب رو خدا در نظر بگیریم” رجوع میکنیم برای حل مشکل. اتفاقا دائم در کلام هم با خدا صحبت میکنیم که خدایا خودت درستش کن اما در عمل وقتی “به خیال خودمون” چیزی نمیبینیم کاری رو انجام میدیم.

 

در قدم دوم به رحمت خدا شک میکنیم که خدایا “مگه من چیز بزرگی خواستم”. چرا به من نمیدی؟ چرا دیر؟ چرا اینطوری؟ چرا بقیه آره من نه؟ … یادمون میره که رحمت خدا قبل از غضب خداست [یا مَن سبَقَ رَحمَه غَضَبه]. شکایت از خدا به خود خدا (خدایی ناکرده به خلق خدا). پاک فراموش میکنیم که رسول خدا صل الله علیه و آله فرمود: خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد. به خدا شکایت میکنیم انگار خدا بلد نیست و ما خودمون بهتر میدونیم چی برامون خوبه و چی بد. به زبون دائم میگیم “یقین داریم” اما در عمل میگیم فلان چیز زود باشه و فلان کار دیر. غفلت که بیاد، از ذهن میره که رحمت خدا بالاتر از اونی هست که بخواد بنده‏ش رو دست خالی بفرسته و بره. که تذکر شدیدی هم خدا به ما داده و گفته: (آیه ۵۶ سوره حجر)

 

قَالَ وَ مَن یَقْنَطُ مِن رَّحْمَهِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ

 

گفت: «جز گمراهان، چه کسی از رحمت پروردگارش مأیوس می‏شود؟!»

 

و خدا نکنه خدا از سر رحمت و بزرگی‏ش صلاح بدونه این دعا رو مثلا دیر مستجاب کنه یا اصلا نکنه. هر چقدر آیه و نشونه برای بنده میاره تا بهش بفهمونه “بنده‏ی من یقین داشته باش که بهترین رو برات خواستم. اندکی صبر کن تا ببینی اون چیزی رو که می‏بایست ببینی”. اما بنده، خشم میکنه به لبخند خدا که چرا فلان نکردی؟ اون خدای مهربون میگن پس کو؟ کجاس؟ …میگه و میگه. اونقدر که اگه حرفهاش رو براش ضبط کنن و برای خودش پخش کنن، اونقدر شرمنده میشه که جز استحقاق عذاب برای خودش راهی نمیبینه.

 

اما خدا، حتی در این حالت هم دست از دعوت به بازگشت بر نمیداره. خطاب میکنه به بنده‏هاش که: (آیه ۵۳ سوره زمر)

 

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسرَفُوا عَلَیٰ أَنفُسهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ

 

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده ومهربان است»

 

اما این یقین که ازش صحبت میکنیم چی هست؟

 

“یقین” نقطه مقابل “شک” است، همانگونه که علم نقطه مقابل جهل است، و به معنی وضوح و ثبوت چیزی آمده است و طبق آنچه از اخبار و روایات استفاده می شود به مرحله عالی ایمان “یقین” گفته می‏شود، امام باقر علیه السلام فرمود: “ایمان یک درجها ز اسلام بالاتر است، و تقوا یک درجه از ایمان بالاتر، و یقین یک درجه برتر از تقوا است.” سپس افزود: ” و لم یقسم بین الناس شیء اقل من الیقین”؛ در میان مردم چیزی کمتر از یقین تقسیم نشده است.

 

راوی سؤال می کند یقین چیست؟ می فرماید: “اتوکل علی الله، و التسلیم لله، و الرضا بقضاء الله، و التفویض الی الله”؛ حقیقت یقین توکل بر خدا، و تسلیم در برابر ذات پاک او، و رضا به قضای الهی، و واگذاری تمام کارهای خویش به خداوند است.

 

درحدیث دیگری از امام صادق علیه السلام می خوانیم: ” من صحه یقین المرأ المسلمان لا یرضی الناس بسخط الله، و لا یلو مهم علی ما لم یؤته الله … ان الله بعدله و قسطه جعل الروح و الراحه فی الیقین و الرضا و جعل الهم و الحزن فی الشک و السخط”؛ از نشانه های صحت یقین مردم مسلمان این است که مردم را با خشم الهی از خود خشنود نکند، و آنها را بر چیزی که خداوند به او نداده است ملامت ننماید (آنها رامسؤول محرومیت خود نشمارد)… خداوند به خاطر عدل و دادش آرامش و راحت را در یقین و رضا قرار داده، و اندوه و حزن را در شک ناخشنودی“!

 

بعنوان مثال در حدیثی آمده است که خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کردند: “شنیده‏ایم بعضی از یاران عیسی روی آب راه می رفتند؟!  فرمود: لو کان یقینه اشد من ذلک لمشی علی الهواء” ؛ اگر یقینش از آن محکم تر بود بر هوا راه می رفت“!

 

تا حالا چقدر به سوره‏ی حمد که حداقل روزانه ده مرتبه در نماز میخونیم دقت کردیم؟ معانی آیه‏ها رو دقت کنید. از همون بسم الله ابتدا.

 

۱- به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

۲- ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.

 

۳- (خداوندی که) بخشنده و بخشایشگر است (و رحمت عام و خاصش همگان را فرا گرفته).

 

۴- (خداوندی که) مالک روز جزا ست.

 

۵- (پروردگارا!) تنها تو را می‏پرستیم؛ و تنها از تو یاری می‏جوییم.

 

۶- ما را به راه راست هدایت کن…

 

۷- راه کسانی که آنان را مشمول نعمت خود ساختی؛ نه کسانی که بر آنان غضب کرده‏ای؛ و نه گمراهان.

 

در آیه آخر دعا میکینم که صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ. از خدا میخوایم که ما رو به راه اون کسانی هدایت کنه که مشمول نعمتش قرار گرفتند. کم دعایی نیست.مخصوصا وقتی در آیه ۸ سوره تکاثر خدا میفرماید:

 

ثُمَّ لَتُسأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ

 

سپس در آن روز (همه شما) از نعمتهایی که داشته‏اید بازپرسی خواهید شد!

 

در حدیثی می خوانیم که”ابوحنیفه” از امام صادق(ع) درباره تفسیر این آیه سوال کرد امام (ع) سوال را به او برگرداند و فرمود: “نعیم به عقیده تو چیست؟” عرض کرد: غذا است و طعام و آب خنک .فرمود: اگر خدا بخواهد تو را روز قیامت در پیشگاهش نگه دارد تا از هر لقمه ای که خورده ای و هر جرعه ای که نوشیده ای از تو سوال کند باید بسیار در آنجا بایستی”. عرض کرد: “پس نعیم چیست؟”

 

فرمود: “ما اهل بیت هستیم که خداوند به وجود ما به بندگانش نعمت داده و میان آنها بعد از اختلاف الفت بخشیده، دل های آنان را به وسیله ما به هم پیوند داده و برادر خود ساخته بعد از آن که دشمن یکدیگر بودند و به وسیله ما آنها را به اسلام هدایت کرده”.

 

 

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو