یک ماه رجب رفت و چیزی ازش نفهمیدم. و وقتی بهش فکر کردم یاد ۲۶ سال گذشته عمرم افتادم که اونچنان رفت که چیزی نفهمیدم. شعبان شروع شد، اعیاد رسید، انواع جشن و شادی و عروسی و نامزدی و … هم برگذاز شدن و میشن و متاسفانه خیلیهاشون به نام امام حسین ع و حضرت ابوافضل و امام سجاد ع و حضرت علی اکبر و … همراه گناه و فساد و حرام.
و نیمه شعبان که گاهی میگم چه خوب که در کشورمون چراغونی میشه به نام موعود و گاهی افسوس و شرم از پسر و دخترهایی که در پایتخت مملکت اسلامی با نوار در حال رقص. خب آره، دوره آخر الزمونه و میدونم نه نبود این جشنها درسته و نه بودش به این شکل. حقیقتا الان هم جایگاه و زمان انتقاد نیست، چون انتقاد بدون دادن راه حل رو اصلا قبول ندارم. چون هیچ فایده ای نداره جز ایجاد یأس و ناامیدی و بدبینی نسبت به کارهایی که میتونن خوب باشن
جشن عروسی رفته بودم و تنها دلخوشی من یه میز بود که چند افغانی که کارگرهای ساختمانی داماد بودن اونجا نشسته بودن. چند بار لبخندی واقعی به لبم اومد و اون زمانهایی بود که نگاه میردم به اونها.
حرفهام کاملا پراکنده و بی برنامه هستن. چون ترواش ذهن پراکنده م هستن. تو این پراکندگی و نابسامانی فکری وقتی نگاه میکنم به دعاها و مناجات ها، مخصوصا اونهایی که به همین دو سه ماه خاص بیشتر مربوط هستن (البته نه اینکه نشه یا نباید در ماههای دیگه بخونیم) عجیب منقلبم میکنه. مناجات شعبانیه، واقعا زیباست. اونقدر حرفهای عمیق با بیانی ساده میزنه که ناخودآگاه میباره. این چشم خیس میشه و این دل پرپر

اگر اشتباه نکنم امام باقر علیه السلام میفرمایند که: علم نوری است که خدا در دل بنده اش قرار میدهد. و حقیقتا چه سخن قشنگی هست. نور که خودش جدا از اینکه مالکش رو روشن میکنه باعث روشن شدن اطراف خودش هم میشه. و علم رو نور خطاب میکنه. علم یعنی دانسته. اون چیزی که با دونستن اون راهی باز میشه. یه جور کلید. میشه مثل کلام بعضی از اون پیرمرد و پیرزن های قدیمی تر که بیسواد هستن و وقتی باهاشون صحبت میکنی حرفهای اونقدر عمیقی رو با کلام ساده و بی آلایش خودشون میزنن. اما همه این دریافتها و نعمات جز با عبادت نیست. چیزی که به اشتباه تنها نماز و روزه و ذکر زبانی برداشت شده. انجام واجبات که وظیفه ست. گرچه امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند: وَ طَاعَتُهُ غِنًى اما باز نباید بر ما سبک باشه انجام همین اعمال به حقیقت ساده. اما عبادت فقط ان نیست. یک نگاه با لبخند، یک سلام گرم، یک دعای خیر برای دیگری، یک شوخی زیبا، کمی همینشینی با آنها که به ظاهر پایین تر از ما هستند و … همه میتونن عبادتی باشن که وقت حساب بسیار در کفه سنگین تر از یک عمر نماز شب باشن.
تا از مال دنیا نداریم که بدلیل نداشتن انفاق نمیکنیم و وقتی داریم به بهانه های دیگه. بارها گفتم و نوشتم که حضرت علی میفرمایند اگر اغنیاء اون سهمی از فقرا رو که خدا در مالشون قرار داده بین اونها تقسیم میکردن دیگه فقیری نمیموند. و چقدر اون بنده خدا جالب میگفت که، همونی که در فاصله را کم کنیم نوشته بودم. و یکی هم یه پیشنهاد خوب داد. اینکه “درصدی” از درآمد یا پول تو جیبی خودمون رو انفاق کنیم. اینجوری همیشه در حال انفاق هستیم و اگه رزق زیاد بشه مقدار انفاق هم بیشتر میشه و وقتی هم کم میشه باز دست از انفاق نمیکشیم. و البته مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کُلِّ سُنبُلَهٍ مِّئَهُ حَبَّهٍ وَاللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ (بقره – ۲۶۱)

دوستان اونقدر لطف دارن که حتی به جای کم لطفی من مطلب مینویسن. بسیار بسیار ممنون. چه از تذکرات، چه انتقادها و چه یادآوریهای بسیار به جا که حقیقتا تاثیر بسیار بالایی داشت برای تغییر حالم. و البته فراموش نکنن از دعا که دعا مثل ضربه زدن از اطراف میمونه که آدم رو دوباره توی مسیر میاره.

Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو