چی میشه که بر خلاف آنچه انسان توقع داره که فرزندش صالح باشه، اینکه دوست داره ثمره تلاشش چیزی باشه که در آینده باعث بشه که دیگران یادی کنن از پدر و مادرش، دعایی کنن برای فرزند و خدا بیامرزی بگن برای والدینش؛ اما (یکی یا چند نفر از اونها) اونچنان نمیشه و رفتار و اعمال اونها چیز دیگه ای نشون میده.

واقعیت اینه که تربیت انسان از دشوارترین کارهایی ست که بین آدمی وجود داره. در حقیقت این مشکلترین کار رو خدا در بلندترین مرتبه به پیامبران خودش واگذار کرده. اول شرط اون پیامبران هم برای موفقیت این هست که خودشون تربیت شده هستن. انسانی که تربیت نشده و نتونسته خودش رو بسازه، نمیتونه توقع داشته باشه تا شخص دیگه ای رو تربیت کنه. پس قدم اول برای اینکه ما بتونیم فرزند خودمون رو درست تربیت کنیم این هست که خودمون رو ساخته باشیم و خودمون رو تربیت کرده باشیم. پدر و مادری که خودشون اهل عمل خوب نیستن، اهل ترک گناه نیست نمیتونن توقع داشته باشن که فرزندشون اهل کار خوب و ترک اشتباه باشه.

تربیت با گفتن اتفاق نمیافته. اینکه پدری به فرزندش بگه دروغ نگو یا تهمت نزن اما خودش دروغ میگه، تهمت میزنه و … باعث نمیشه که اون فرزند اهل عمل به این گفته باشه. پیامبران الهی پیش از اینکه اهل گفتن باشن، عمل میکردن. پسری که از پدرش دروغ نشنیده، دختری که از مادر ظاهر بد ندیده، پسری که اولین الگوش پدره و دختری که اولین الگوش مادره، مسلما در آینده نمونه های عملی خوبی برای دیدن نتیجه داره. پس پدر و مادر باید قبل از اینکه بگن فلان شکل باش باید خودشون اون شکل باشن. این به اون معنی نیست که پدری که اهل عمل نیست وظیفه گفتن نداره، اما نمیتونه توقع تاثیر داشته باشه. پدری که سیگار میکشه، از صمیم قلب و با تمام دلسوزی هم به فرزندش بگه که سیگار کشیدن درست نیست و چقدر مضرات داره، روزی که ببینه که فرزندش داره سیگار میکشه نمیتونه ایراد بگیره که چرا اینهمه گفتم نکش و باز کشیدی. وقتی که خودش در عمل هرگز نکشیدن رو نشون نداد.

از صحبتهای امام خمینی در زمانیکه در پاریس بودن، زمانیکه برای دانشجوهای ایرانی که تحت تاثیر مذاهب دیگه بودن و میومدن برای ملاقات امام این هست که دیگر مذاهب که در دنیا تبلیغ میشن کاری به خلوت آدمها ندارن. اینکه تو در خلوت خودت چه میکنی رو واگذار میکنن به خودت. تو رو فقط مسئول جاهایی میدونن که دیگرانی هستن. در جامعه حق دیگران رو پایمال نکنی و … – اما اسلام علاوه بر این میگه تو در خلوت خودت چی کار میکنی؟

کسیکه میخواد فرزندی رو تربیت کنه باید خودش رو هم درست بکنه. باید اون چیزی که بعهده ش هست رو در خلوت خودش هم رعایت کنه.

بگذارید در توصیه های زیادی که برای ازدواج شده چند مورد رو بیان کنیم. گرچه هر کدوم نیاز به بحث و توضیح زیادی داره.

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام میفرمایند: مردی که برای جمال یا مال زنی با اون ازدواج کند معلوم نیست به اون چیزی که آرزو هم دارد برسد. (جمال و مال مسلما موقتی هستن و به طرفه العینی از بین میره) اما اگر برای دین اون شخص دختری رو انتخاب کنه خداوند زیبایی و مال را هم به اون اعطا خواهد کرد.

این به اون معنا نیست که یک نفری که میخواد دخترش رو شوهر بده همه چیز رو کنار بگذاره و فقط بگه چون دین داره. در حقیقت کسیکه حتی همت انجام ساده ترین کار رو نداره، دنبال پیشرفت در دانشش هم نیست اما نماز شب خون هست و ظاهر دینداری هم داره به گفته همون معصومین در حقیقت دینش ناقص هست. این سخن حضرت علی در واقع داره شاه کلید رو به دست میده که چه چیزی اولویت داره و چه چیزهایی در رده های بعدی هستن.

شخصی که خواستگاری برای دخترش اومده بود برای مشورت میره پیش امام مجتبی علیه السلام . امام حسن ع میفرمایند: نگاه کن ببین آیا این شخص فرد با تقوایی هست یا نه؟ اگر با تقوا باشد و دختر تو را دوست داشته باشد به او محبت میکند. اما اگر دختر تو را دوست نداشته باشد حداقل به او بخاطر تقوا و ترس از خدایی که دارد ظلم نمیکند.

کسیکه از خدا میترسه میفهمه که این دختر مایه تربیت یه پدر و مادر هست. اون رو یه انسان میدونه و به اون ظلم نمیکنه. اما خودتون تصور کنید آدمی رو که پولدار باشه، درس خونده باشه، فلان شغل و جایگاه و درآمد رو داشته باشه. فرزند فلان آدم معروف و نوه فلان عالم و شخص مشهور هم باشه اما اخلاق خوبی نداشته باشه، دینش همین ظواهر باشه. این شخص راحت همه چیز رو فراموش میکنه. راحت این رو میفروشه و یکی دیگه رو میگیره. راحت حق رو نادیده میگیره و ظلم میکنه.

معاویه قبل از مرگ (و طبق بعضی متون خود یزید)، مروان رو مامور میکنه که نزد عبدالله بن جعفر (همسر زینب کبری سلام الله علیها و فرزند جعفر طیار) بره و از دخترش ام کلثوم برای یزید خواستگاری کنه. عبدالله هم در جواب گفت باید از حسین بن علی اجازه بگیرید. مروان هم سراغ امام رفت.

مروان وارد مسجد مدینه شد و در جمع گفت: من مامور خواستگاری ام کلثوم هستم برای یزید به هر مقدار مهری که شما تعیین کنید. بعد هم گفت: امیدوارم که بواسطه این وصلت دشمنی های بین بنی هاشم و بنی امیه فروکش کنه. البته تعجب میکنم که چرا یزید چنین مهری رو پذیرفته در حالیکه کفی نداره و از بالاترین شئون برخوردار هست. در ادامه مروان گفت یا ابا عبدالله میدانی که اگر این وصلت اتفاق بیافته اون کسانی که غبطه شما رو برای وصلت میخورن بسیار بیشتر از کسانی هستن که غبطه یزید رو بخورن برای وصلت با شما. (در حقیقت منت گذاشت)

امام حسین علیه السلام در جواب گفت: اولا اینکه فکر میکنی با این وصلت دشمنی بین ما تموم میشه اشتباه میکنی. دشمنی بین ما بخاطر خداست نه بر سر دنیا. رابطه فامیلی و نسبی بین ما نتونسته این دشمنی رو کنار بگذاره، حالا توقع داری بخاطر رابطه نسبی اون رو تموم بشه؟ دوم اینکه گفتی یزید کفی نداره بدون که یزید با خلافت مقام و شأن ش بالاتر نرفته و همون کفی که داشت الان هم داره. (انسان با رسیدن به مقام و پستی فکر میکنه که دیگران باید بهش تعظیم کنن یا احترام ویژه ای بگذارن. پست ارزش کسی رو بالا نمیبره. پست و مقام همه اعتباری هستن که امروز هست و فردا نیست) سوم اینکه گفتی هر مقدار مهر تعیین کنیم، اگه قرار به این وصلت بود ما چیزی بیش از اون مقدار که رسول الله یعنی ۴۸۰ درهم که برای دخترانش تعیین میکرد، تعیین نمیکردیم. الگوی ما رسول خداست.

اما اینکه گفتی دیگران به شما بیش از یزید برای این وصلت غبطه مخورن باید بگم اونهایی که به ما غبطه میخورن آدمهای احمقی هستن که یزید رو نمیشناسن. نمیدونن که وصلت با اون فضیلتی نیست و اون کسانی که به یزید غبطه میخورن اینها آدمهای فهمیده ای هستن که میدونن یزید خودش رو به کجا وصل کرده.

بعد امام حسین علیه السلام در جمع فرمودند: شاهد باشید من ام کلثوم فرزند جعفر را به همسری قاسم فرزند حسن بن علی در آوردم. عقد رو جاری کرد و مروان با عصبانیت از اونجا خارج شد.

اینها همه درس هست برای ما که بدونیم فرزند از کی بگیریم و به کی بدیم. مال و ثروت و قدرت و آینده دنیا مهم نیست. در حقیقت قدم اول برای تربیت این هست که باید ببینیم با چه کسی وصلت میکنه.

در ادامه پدر و مادر باید بدونن که چه رفتاری میکنن. چی میبینن. چی گوش میدن. چی به زبون میارن. اینکه مادری نتونه در پوشش خودش مقداری رو رعایت کنه، نمیتونه به فرزند چیزی منتقل کنه. وقتی خودش قبول نداره اون حد رو نمیتونه در تربیت به بچه منتقل کنه. پدری که در رفتار متین نیست نمیتونه متانت رو به فرزندش یاد بده.

پدر و مادر در قبل از بارداری و در حین بارداری وظیفه تربیت بچه رو دارن. اینکه چی میخورن، اینکه کجا میرن و چه کاری انجام میدن تاثیر مستقیم داره بر اون بچه در سلب پدر و یا در رحم مادر.

امام حسین ع روز عاشورا خطاب به سپاه دشمن گفت شما شکمهاتون از مال حرام پر شده و نمیتونید حرف حق رو بشنوید. (شنیدن حرف حق و درک اون لیاقتی میخواد که نصیب هر کسی نمیشه)

و تازه بعد از اینکه بچه به دنیا اومد باید در دامان مادر تربیت بشه و رشد کنه. وقتی به گفته روانشناسها میگن که فرزند تا سنی نمیتونه بیش از ۲ ساعت از مادرش دور باشه چطور فرزند رو به مهد کودکها میسپریم. جاییکه اگر اون مربی خیلی هم دلسوز و اهل باشه نمیتونه فرزندانی رو که هر کدوم به یک مادر نیاز دارن رو تربیت کنه. (وای به حال اینکه خودش هم تربیت نشده باشه).

متاسفانه تربیت فرزندان شدن فقط دغدغه اینکه کجا درس بخونن، چه رشته ای قبول بشن، چه شغلی داشته باشن. یاد نمیدن و نمیدیم به فرزندان خوب و بد رو (در عمل) و توقع داریم بهترین رفتارها رو در قبال اون چیزی که برخورد میکنن داشته باشن. میخندیم به بچه خردسالی که با شنیدن آهنگی حالت رقص میگیره و تازه براش دست میزنیم و تشویق ش هم میکنیم.

نوه دختری امام به امام گفته بودن: آیا شما با کار کردن و فعالیت اجتماعی زنها مخالف هستید؟ اما گفته بودن من با فعالیتهای اجتماعی زن مخالف نیستم اما شما تربیت بچه رو دست کم نگیرید.

تربیت بچه یعنی تربیت انسان و هر انسانی با انسان دیگه فرق میکنه و هر کدوم استعداد و ظرفیت و فهم قدر خودشون رو دارن.


Print Friendly
  • امام رضا علیه السلام فرمودند:


    لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا
    هیچ بنده‌ای به کمال حقیقت ایمان نمیرسد مگر این که در او سه خصلت باشد: 1- شناخت صحیح دین 2- تدّبر نیکو در امور زندگی و 3- شکیبایی در مصیبت‌ها و بلاها
    بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1
  • امام رضا علیه السلام:


    مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق، رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
    هر کس به رزق و روزی کم از سوی خدا راضی باشد، خداوند از عمل کم او راضی خواهد بود
    بحـارالانـوار،ج 78،ص 357
  • امام حسین علیه السلام:


    لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
    حاجت خود را جز به یکى از سه نفر مبر: 1- به دیندار، یا 2- صاحب مروت، یا 3- کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
    تحف العقول ، ص 251
  • جستجو